دردهایمان را فریاد می زنیم
تا از صدای ناله های جان سوزمان خفتگان را بیدار کنیم
از فقر و بیکاری و فساد و رانت نالیدیم
شناسنامه مان را گرفتند
و حواله جهنم را به دستانمان دادند
ناشکرمان خواندند
ترسو خطابمان کردند
و دردهایمان را در ربنا و کنسرت دیدند
درد من کنسرت نیست
درد من فقر محرومان است
زجر کشیدن کودکان کار است
و رنج دیدن جوانان تحصیلکرده بیکار
درد من بازگشت پدر با دستان خالی به خانه است
و شرمش از خانواده
درد من دولتمردی است که رانتخوار را مظلوم می خواند
و میلیون ها تومان فساد را اندک می داند
حقوق بگیر نجومی را ذخیره نظام می نامد
و دخترش حق خود از سفره انقلاب می خواهد
درد من تعطیلی سازمان فضایی است
و پایمال شدن خون شهدای هسته ایست
درد من قراردادهایی است که محرمانه بسته می شنود
و مردمی که نامحرم دانسته می شوند
درد من نافرمانی خدا و ترس از کدخداست
تفاوت ما در جنس دردهایمان نیست
تفاوت در دردمندی ما و بیدردی شماست
برچسب:
نویسنده: کوروش نعمتی